تبليغاتX
اورمزد خدای زردشت - چرا به موبدان نمی توان اعتماد کرد؟!

چرا به موبدان نمی توان اعتماد کرد؟! 
موضوع: زرتشت 90/11/09 9:19

اگر نگاهی به روش و برخورد موبدان با منابع دینی آنان در طول تاریخ مشاهده کنیم به نتاج جالب

توجه ای بر می خوریم ،البته مستندات ما تا آنجاست که تاریخ برای ما نوشته و یا از لابلای تاریخ

غیر مکتوب بیرون کشیده شده است. از دوران ساسانیان تا به که اوج قدرت به اصطلاح موبدان

بوده است, تا به امروز روش برخورد آنان از جنبه های مختلف قابل بررسی و تحلیل می باشد .

حذف و نابودی تاریخ و تمدن ایران زمین ، به گونه ای که از تاریخ اشکانیان با توجه به تاریخ 500

ساله آنان هیچ اثری باقی نماند و گویی سلسله ای بنام اشکانی وجود خارجی ندارد.امروزهم

اطلاعات ما در این باره بسیار کم ومبهم می باشد. اما از دوران هخامنشیان جزء دو «دارا» ما

چیزی روشنی از پادشاهان این دوره به دست نمی آوریم. هیچ نشانی از کورش کبیر, داریوش

و خشایار شاه نمی بینیم؟! چه رسد به زندگی مردم عادی که جزء طبقات فرو دست حساب

می شدند. (رعیت پادشاه)

رک: چراساسانیان هخامنشیان را به فراموشی سپردند؟

نگارش اوستا،یکی از فصل های تاریخ موبدان است و در قرن21 نبز ادامه دارد! جمع آوری اوستا

دغدغه اصلی موبدان تا به امروز بوده و خواهد بود.شدت این مسئله تا به آنجا بوده که در اواسط

دوره ساسانی برای آن حروفی(خطی) اختراع می شود تا از حالت گویش فراموش شده به درآید,

تا آنجا که شخصی به نام آذرباد مارسپندان برای اثبات حقانیت اوستای که خود مسوول جمع

آوری آن بوده برای اتمام بحث ها دست به آزمایش ور (سرب داغ ) می زند. از این مسئله ما به

اختلافات و درگیری های درون دینی موبدان درتعیین بند بند اوستا پی می بریم. این نشانگر

وجود اختلافات فاحش در متن اوستا بوده است.در مواردی که اضافه به اوستا شده ,مواردی راکه

ازیونانیان گرفته شده می بینیم؟! علومی راکه دراوستا اصلی نبوده و به عنوان اوستا قالب کردند.

این خود نشان از تاکید موبذان بر بزرگ و حجیم جلوه دادن اوستا در موارد خاص است.

اگر قبول کنیم که کتاب های پهلوی تفسیر اوستای ساسانی بوده اند.توانای پی بردن به حدودی

ازمفاهیم اوستای ساسانی را داریم. هر چندبا توجه به تاریخ طولانی ساسانی هر گروه از

موبدان به سمت و سوی رفته اند,گروهی تحت تاثیر زروانیت بوده اند و گروهی تابع میترایسم

شدند, در نتیجه هر گروهی بر طبق تاثیرات خود اوستا را ترسیم کردند.(در اوستا تاثیرات را

می بینیم)در برحه های موبدان دست به حذف قسمت های از اوستا زده اند. حذف قسمت های

از از دینکرد(جلد1,2 و قسمتی از3) که با توجه به مستندات تاریخی به دست خود موبدان صورت

گرفته است.

تالیف و جمع آوری دینکرد در واقع نشان ازهمین تدبیر موبدان برای زنده نگاه داشتن آیین مغان

حکایت دارد.که در عصر مامون عباسی رخ داده است و این خود ازخلاء فکری و نیاز فوری به تطبیق

سازی درآن عصر دارد, تا آنجا که موبدان دست به کار شدند تا برداشتی نو از آیین خود بنویسند تا

به فراموشی سپرده نشوند.اما امروز بعد از بازخوانی دوباره اوستا توسط محققان غربی (نه

موبدان مغ) به این رسیده اند که موبدان ساسانی اوستا را خوب نفهمیده اند و درنتیجه آن همه

دبدبه و کبکبه برای اوستای ساسانی زیر سوال می رود. از آن بدتر آنچه تابه امروز مردم پیرو این

آیین اجرا می کنند, زیاد قابل اطمینان نمی باشد (باید بررسی بیشتری شود.) زیرا امکان دارد

این مسئله دینی درحقیقت دستورات زروانیگری و یا میترایسم باشد که در دوره ساسانی به

اسم دستورات دینی زرتشت به خورد مردم عادی داده اند؟! بسیاری ازمسائل باید دوباره باز

خوانی شود. (این از اعجایب تاریخ موبدان است) 

از همه این ها بدتر اینکه امروزه همه اوستای ساسانی مورد نقد قرار گرفته است. این نقد

شامل قسمتی از یسن ها که گاثا ها خوانده می شود و منسوب به زرتشت کرده اند و چندین

قرن است که کتاب آسمانی خوانده می شود, نیز می شود ولی درآینده چه خواهد شد (تا علم

پیشرفت کند و نقاط کوری را که موبدان درصدد پنهان کردن آن هستند روشن شود) باید نشست

و انتظار کشید؟؟؟؟؟

رک: مقالات زرتشتی , ژان کلنز


1: این پست به نحوی نوشته شد که قابل نقد های شدیدی باشد.



برچسب‌ها: موبد, ساسانیان, اوستا, ژان کلز, میترایسم
نوشته شده توسط هم وطن | لینک ثابت | | ارسال به: داغ کن - کلوب دات کام



Copyright - bastaniran.blogfa.com