آنچه را ناگزیرم به عنوان نقطه ضعف‌های جامعة ایران در عصر ساسانی مطرح كنم، یكی به 

دلیلآن است كه بررسی كافی در پیرامون دو نامة مذكور، جز با توجه به‌این حقایق تلخ ممكن 

نیست،و دیگر آنكه ثابت شود ما در عین ارج نهادن به همه روشنایی‌ها و خردمندیها و نیكی‌ها 

درگذشتة خود، آنچه را شایسته نبوده، نادیده نگرفته ایم؛ و با وجود آنچه در ستایش و تقدیس 

آئین و فرهنگ باستانی خویش و پیشروان و نمادهای آن می‌گوییم،نقش ویرانگر قدرت را درمسخ 

و مشوّه ساختن گوشه‌هایی از چهرة آیین و فرهنگ منكر نیستیم؛ و اعتراف به وقوع خطاها و 

پیشچشم داشتن آنها را علاوه بر نشانة انصاف و واقع‌بینی، راهی برای پرهیز از سقوط دوباره 

در دامهای مشابه آنها می‌شماریم.

اینك برویم به سراغ پرسشها: ‏

الف) در طول بیش از 1400 سال كه از روزگار خلیفه دوم و یزدگرد می‌گذرد، این دو نامه در تألیفات 

كدام یك از مورخان و محققان بزرگ قدیم و جدید ایرانی و اروپایی كه حوادث مربوط به جنگهای 

صدراسلام را گزارش كرده‌اند، نقل شده است؟ من به بسیاری از كتابهایی كه ولو احتمال ضعیفی 

برایوجود این دو نامه ـ یا منقولاتی از آن دو ـ در آنها بود، مراجعه كردم.به كتابهایی همچون:تاریخ

سیاسی ساسانیان(تألیف دكتر مشكور)،ایران در زمان ساسانیان(تألیف كریستن سن)،ایرانیان 

و عربها در زمان ساسانیان(تألیف نولدكه،ترجمة زریاب خوئی)،از پرویز تا چنگیز(تألیف تقی‌زاده)

،تمدن ایران ساسانی(تألیف ولادیمیر گریگورویچ لوكونین)،ایران درآستانه یورش تازیان(تألیف آ.‌ای

كولسنیكف)،مطالعاتی درباره ساسانیان(تألیف كنستانتین اینوسترانتسف)،و از منابع قدیمی

كتابهای تاریخ طبری، ابن‌كثیر و غیره. در هیچ یك از این مآخذ، نام و نشانی از دو نامه با چنین

محتویاتی ندیدم و از همة آگاهان درخواست می‌كنم در صورتی كه اطلاعی در این مورد دارند،

مرا بی خبر نگذارند.

ب) مشخصات هر یك از دو نامه‌ای كه ادعا می‌شود خلیفه و یزدگرد به یكدیگر نوشته‌اند و نسخة 

اصلی هر دو در موزه لندن است (!؟) چیست؟ دو نامه بر روی كاغذ كتابت شده یا چیز دیگر؟ خط 

آن چه خطی است؟مهر و تزئینات احتمالی آن چگونه است؟هر كدام با چه شماره‌ای درموزة لندن

ثبت شده؟چه كسی اصالت آنها را تأیید كرده؟علاوه بر این،اگر واقعا چنین نامه‌هایی هست،برای

اثبات اصالت آنها و ثبت در تاریخ و استفادة محققان،لازم است كه نه فقط متن آنها به همان زبان

 اصلی منتشر شود،بلكه باید از روی متن آنها عكسبرداری شود و عكس هر دو منتشر شود و 

سپس با توجه به خط و كاغذ و انشای هر یك از دو نامه، و تاریخ و مهر و دیگر خصوصیات آن، از 

سوی كارشناسان در مورد اصالت آن اظهارنظر شود.

ج) بیشتر موزه‌ها و مؤسسات معتبر علمی، برای اینكه داشته‌های ارزشمند و مهم خود را عرضه 

كنند و اهمیت خود را نشان دهند، اسناد تاریخی مهمی را كه در اختیار دارند، در ضمن فهرستها 

و كاتالوگها و... معرفی و منتشر می‌كنند تا توجه محققان، به مؤسسة آنها جلب و موجب مزید 

اعتبارآنها گردد. اینك اگر چنین كاری در مورد دو نامة مزبور، از سوی موزة لندن صورت گرفته، باید

پرسید كه در كجا و چگونه؟ لطف كنند تصویر آنچه را در این مورد نوشته و چاپ شده، منتشر كنند

ـ با ذكر منبع به صورت دقیق و محل و تاریخ چاپ.

د) جعل‌كننده دو نامة كذایی كه اشراف و احاطة عجیبی بر تاریخ دارد(!) مدعی است كه در میان 

دو جنگ قادسیه و نهاوند «حدوداً چهار ماه طول كشید.» در حالی كه اگر ایشان، حتی یكی از 

منابع دم دستی را خوانده بود، چنین حرف خنده‌آوری نمی‌زد؛ زیرا جنگ قادسیه در سال 14هـ.

635م (فرهنگ معین، ج 6، ص 1424) و جنگ نهاوند در سال 21هـ . 642 م (تاریخ سیاسی 

ساسانیان، مشكور، ج 2، ص 1374) روی داد و فاصلة میان دو جنگ، حدود هشت سال بوده نه 

حدود چهار ماه!

ادامه دارد...