دیدگاه ژان کلنز درباره گاتهای زرتشت

ژان کلنز، استاد بلژیکی زبانها و دینهای هندوایرانی در کلژ دو فرانس پاریس
و یکی از نامدارترین پژوهشگران اوستا و گاتها در جهان است.

ژان کلنز، استاد بلژیکی زبانها و دینهای هندوایرانی در کلژ دو فرانس پاریس
و یکی از نامدارترین پژوهشگران اوستا و گاتها در جهان است.






همانگونه که در این کتاب زنان از تبار دیوان شرور دانسته شدهاند،
در «اندرزهای آذرباد مهرسپندان» موبد بزرگ عصر شاپور دوم
(که هنوز هم در نیایشخوانیها به فروهرش درود فرستاده میشود)
از بیخردی و رازگشایی و اعتمادناپذیر بودن زنان سخن رفته است
(آذرباد مهرسپندان، رهام اشه،بخشهای گوناگون).

یک سوال در ذهن من همیشه نقش بسته است در فهم یک دین چه شاخصه های مهم هستند :
پاکی ،تقوا ، دوری از گناه ، عدالت آیا به طور حتم باید از نسل همان نفر اصلی دین باشی تا بتوانی
دین را خوب بفهمی ما می بینیم در تمام ادیان دنیا حتی ادیانی که مانند بودا و بعض ادیان هندی که
بت را می پرستند ملاک نسل فلان باشی زیاد اهمیت ندارد و اگر دارای اهمیت است به عنوان یک
امتیاز لحاظ می شود.
و اگر یک نسل دارای عملکرد مثبتی در یک دین بودند این ویژگی خاص در رجوع به آنها در بین پیروان
آن دین تا چندین نسل می باشد و در کنار آنها افراد عادی که در فهم آن دین کوشش کنند می توانند
مرجع دینی آن آیین قرار گیرند .
ولی در ایین زرتشت مرجع دینی قرار گرفتن در بین خود پیروان آن مانند یک سلطنت موروثی است که اگر
شخصی غیر زرتشتی و غیر این خانواده هزار ساله بیاید در درون زرتشتیان مسائلی را مطرح کند و یا خود
را به عنوان مرجع و موبد بخواند مورد تکفیر واقع خواهد شد همانگونه که در گذشته مواردی بوده است و
این مسئله ریشه در کجا دارد و این تعصب طبقاتی بازمانده چه تاریخ تاریک و خصمانه ای علیه مردم ایران
زمین است .
کسانی که امروزه هم خود را نژاد برتر می دانند و در گوشه و کنار صحبت ها و نوشته هایشان دم خروس
خود نمایی می کند چه ژست میهن پرستانه ای گرفته اند و خود را نماینده گذشته ایران باستان میدانند
در حالی که این مردم هستند, مردم سرافراز ایران که در هر دوره ای بهترین انتخاب خود را کرده اند و با
نبوغ ذاتی که دارند همیشه در بین ممالک دنیا در رتبه های اول قراردارند (هستند).شما امروزه در کجای
این جهان خاکی اثر گذارهستید ؟؟؟
متنی رو که خدمت شما عرضه می دارم بر گرفته از مقاله ی دکتر رضا مرادی غیاث آبادی
درباره زن در ایران باستان و البته با تلخیص و کمی تغییرات

عبارت «ایران باستان» مفهومی بسیار وسیع و پر دامنه است. با اینکه آغاز و پایان این
دوره را نمیتوان در زمان خاصی تحدید کرد و تعریف کامل و یکسانی برای آن وجود ندارد؛
اما با اینحال «ایران باستان» گسترهای چندین هزار ساله در طول زمان و گستردگیای


دانش جديد مردم شناسي (آنتروپولوژي) و قوم شناسي (اتنولوژي) در همين دوران
و در همين رابطه شکل گرفت براي شناخت اقوام و قبايل بسيار متنوعي که مي خواستند
بر آنها غلبه پيدا کنند مهمترين ابزار شناخت فرهنگ و زبان آنها بود
پس از رواج اسلام در ایران و سقوط حكومت ساسانی كه تمامی ایران در قلمرو فرمانروایی
خلفا قرار گرفت، با وجود همه جنگها و حوادثی كه خصوصاً در منطقه خوزستان روی داد،
بیمارستان و مدرسه طب گندی شاپور هیچ آسیبی ندید و همچنان بر سر پای بود


زرتشتیان و پیروان سایر ادیان، در اجرای مراسم خود آزاد بودند و حتی در بعضی از نواحی،
رسوم آنان در میان عامه مردم رواج داشت و در اعیاد زرتشتی، بازارها را تزئین میكردند و
نوروز و مهرگان را با زرتشتیان عید میگرفتند و شمار روزها و ماههایشان مانند زرتشتیان بود.
آتشكدههای زرتشتیان هم در این ایام بسیار بود؛ و از این آتشكدهها در كتب جغرافیا و تاریخ،
در قرن چهارم بسیار نشان داده شده است، چنان كه شمارش همه آنها مایه ملالت است.

آنان هويت ملي مطلوب خود را به نحوي سامان دادند كه نقش عنصر دين در ساختمان
مليت ايراني بسيار اندك و ناچيز باشد. در آرايش تازه، گفتارهاي قديم و جديد دوباره به
تعادل جديدي رسيدند. و هر كدام سهم خاصي از گروههاي اجتماعي را به خود اختصاص
دادند. در عين حال، در اين دوران هويتسازي ملي و باستانگرايي، بيشتر از ديگر رقباي
خود با اقبال اجتماعي مواجه گشت. گسترش دامنه و نفوذ هويت ملي و باستانگرايي،
در دورة رضاشاه با پيشرفت پروژة (دولت ـ ملتسازي مدرن) پيوستگي داشت
هم داستانی علیه ساسانیان

در حمله عرب، مسیحیان آرامی نژاد بینالنهرین با اعراب بر ضد ایرانیان زرتشتی همداستان
شدند و بر دولت ایران بشوریدند؛ اما كشتارهایی كه (شاهان ایران) از مانویان و مزدكیان
میكردند،خیلی مهیبتر بود، تا اینكه پیروان آن دو فرقه، به یك سازمان زیرزمینی تبدیل شدند
در امور دولت ساسانی اخلال و كارشكنی میكردند و چه بسا كه به مهاجمان عرب یاری
مـینمودند و راهنما و یاور ایشان بودند.
(تاریخ سیاسی ساسانیان، مشكور، ج 2، صص 4 - 1393، نیز بنگرید به: از پرویز تا چنگیز، تقی زاده، ص 188)

كارگران زرتشتی كه با آتش و آب و خاك سر كار داشتند و به عنوان «نجس» مورد تحقیر
همكیشان خود قرار میگرفتند، آزادی خود را از این فشار روحی در قبول اسلام مییافتند.
و چون اسلام نظام طبقاتی را از بین برده بود، كشاورزان كه سابقاً وابسته به ده خود بودند،
اختیار یافتند كه خود را از وابستگی رهانیده، به هر كجا كه بخواهند، سفر كنند.

یکی از موضوعات جذاب ایران باستان مقاسیه رفتار پادشاهان در برابر مخالفان خود
می باشد .در این بین با توجه به ابهام در چگونگی به قدرت رسیدن داریوش به
بررسی تفاوت برخورد داریوش و کورش کبیر می پردازیم:

كردهاید و این كارها را پیش گرفتهاید، خدا نیز كار شما را دیگرگون میكند
و بیم آن هست كه قدرت خود را از شما بگیرد.»

آتش و آبی بباید میوه را
واجب آید ابر و برق این شیوه را
تا نباشد برق دل و ابر دو چشم
کی نشیند آتش تهدید و خشم ؟
کی بروید سبزه ذوق وصال
کی بجوشد چشمه ها زآب زلال؟
کی گلستان ، راز گوید با چمن
کی بنفشه عهد بندد با یاسمن
کی چناری کف گشاید در دعا
کی شکوفه سرفشاند در هوا ؟
کی شکوفه آستین پر نثار
برفشاند گردد ایام بهار ؟
کی ز درد لاله را رخ همچو خون
کی گل از کیسه برآرد زر برون
کی بیاید بلبل و گل بو کند
کی چو طالب، فاخته کوکو کند ؟
مولوی
جهان انجمن شد بر تخت اوی
فرومانده از فره بخت اوی
به جمشید بر گوهر افشاندند
مر آن روز را روز نو خواندند
فردوسی
ز باغ ای باغبان ما را همی بوی بهار آید
کلید باغ ما را ده که فردامان بکار آید
کلید باغ را فردا هزاران خواستار آید
تو لختی صبر کن چندانکه قمری بر چنار آید
چو اندر باغ تو بلبل بدیدار بهار آید
ترا مهمان ناخوانده بروزی صد هزار آید
کنون گر گلبنی را پنج شش گل در شمار آید
چنان دانی که هر کس را همی زو بوی یار آید
بهر امسال پنداری همی خوشتر ز یار آید
از این خوشتر شود فردا که خسرو از شکار آید
بدین شایستگی جشنی بدین بایستگی روزی
ملک را در جهان هر روز جشنی باد و نوروزی
فرخی سیستانی


آن وقت می گن چرا تاریخ کتاب های پهلوی
را مورد تشکیک قرار می دهید؟؟؟
وای وای !!!
؟؟؟