زرتشتیان در فارس، بیش از همه جای دیگر ممالك اسلامی زندگی می‌كردند؛ و بیشتر كتب

زرتشتی و آتشكده‌های ایشان، تا آن روزگار محفوظ بود. با این حال گاه برخوردهایی میان

مسلمانان و زرتشتیان روی می‌داد. چنان كه در سال 369، فتنه بزرگی در شیراز روی داد و

مسلمانان خانه‌های زرتشتیان را غارت كردند و گروهی را كشتند و چون عضدالدوله بویهی

از این واقعه خبر یافت، كسانی را كه در این كار دست داشتند، جمع كرد و در تأدیب (تنبیه)

آنان مبالغه (زیاده‌روی) نمود. در بیابانی هم كه در مشرق فارس واقع بود، شهری قرار داشت

كه همه مردم آن زرتشتی بودند و هنوز مسلمان نشده بودند. در عراق نیز شمار زرتشتیان

بسیار بود. (تاریخ ادبیات در ایران، دكتر صفا، ج 1، صص 31-230؛ در همین كتاب درباره شمار

فراوان یهودیان و مسیحیان در ایران و عراق در قرن چهارم و آغاز قرن پنجم و فعالیتهای دینی

و فرهنگی آنان و مشاغل مهم آنان در دوائر حكومتی، گزارشهای متعددی آمده است.)

یادآوری: دو آتشكدة آذرگشنسب و آذرفرنبغ، اولی مهمترین آتشكده‌های دوره ساسانی و

منسوب به طبقه جنگجویان به شمار می‌رفته و ظاهراً آتش قدیم مغان ماد بوده و در كنار

دریاچه ارومیه قرار داشته؛ و دومی منسوب به طبقه روحانیان و یكی از سه آتشكده بسیار

مهم در دوره ساسانی محسوب می‌شده و در كاریان فارس بوده است. (دائره‌المعارف بزرگ

اسلامی، ج 1، ص98)

این هر دو آتشكده مثل بسیاری از آتشكده‌های دیگر، تا قرن چهارم، یعنی پس از خاتمه نفوذ

سیاسی و نظامی عربها در ایران همچنان برپا بود و این امر دال بر آن است كه خلفا هیچ‌گونه

اقدامی برای تخریب و حتی تعطیل این‌گونه اماكن نكرده‌اند. دكتر مشكور می‌نویسد: از آتشكده

معروف و قدیمی شیز كه آذرگشنسب نام داشت، تا سال 942م برابر با 331هـ نگهداری می‌شد.

در شهرهای قم، اصفهان و یزد و كرمان و به‌خصوص فارس و نواحی آن و در مازندران، تا قرن چهارم

هنوز زرتشتیان بسیاری می‌زیستند و آتشكده‌های آنان برپا بود؛ ولی در واقع مركز حقیقی

زرتشتیان در جنوب ایران یعنی ناحیه پارس بوده است كه جغرافیدانان عرب در آنجا، در قرن دهم

میلادی، دین و آئین زرتشت و آداب زرتشتیان را كاملاً زنده مشاهده می‌نمودند. در فارس و در

شهرهای مجاور، آتشكده‌هایی وجود داشته كه از بین آنها، آتشكدة آذرفرنبغ عظمت خاصی

داشته است. در این مناطق هر دهی آتش مقدسی داشته كه اهالی هنگام عبادت دور آن

تجمع می‌نمودند. در اینجا اعیاد زرتشتی كاملا علنی جشن گرفته می‌شد.

به گزارش طبری، حاكم خراسان از سوی خلیفه، جشن مهرگان را با دعوت از دهقانان ایرانی

و سرداران عرب، با شكوه بسیار برپا كرد. سراسر نواحی شرقی مجاور نیز تا قرن چهارم هجری

پر از زرتشتیان بود و آنان آتش مقدس را در هرات برمی‌افروختند. بسیاری از دهقانان پارس در

قرن چهارم زرتشتی بودند و در دژهای كوهستانی ایشان و به‌ویژه قلعة الجص (دژ گچی) تصاویر

و داستانهای پادشاهان و پهلوانان ایران باستان محفوظ بود. در مازندران و گیلان تا نیمه دوم قرن

سوم هجری زرتشتی‌گری تفوق داشت. شهرستانی در قرن ششم هجری، از آتشكده‌ای در ده

اسفینیه در كنار بغداد یاد كرده است. (تاریخ سیاسی ساسانیان، مشكور، ج2، صص 8 - 1447)

اکبر ثبوت