ایران شناسی بعنوان یک مکتب دانشگاھی و علمی که امروزه می شناسیم، میراث دوران

جدید استعماری برخورد غرب با شرق است. این دورانی است که از اواخر قرن پانزدھم و اوایل

قرن شانزدھم و با تھاجم پرتغالی ھا به شرق آغاز می شود و ادامه جنگھای صلیبی گذشته

است. یعنی ھمان فرقه ھای شھسواران صلیبی که در جنگھای صلیبی در شرق مدیترانه و

فلسطین امروز فعال بودند ، پس از شکست، فعالیت خود را به شکل جدیدی ادامه دادند. یک

فرقه مھم صلیبی، یعنی شھسواران توتونی، جنگ صلیبی را علیه قبایل اسلاو در شمال

و شمال شرقی اروپا ادامه داد که سرانجام منجر به تأسیس دولت پروس شد و ھمین میراث

در قرن نوزدھم دولت جدید آلمان را تشکیل داد. فرقه مھم دیگر، یعنی شھسواران معبد، در

اسپانیا و پرتغال به جنگ علیه مسلمانان شبه جزیره ایبری مشغول شد و سپس با نام جدید

شھسواران مسیح به استاد اعظمی شاھزاده ھنری (پسر ژان اوّل آویش پادشاه پرتغال)

تھاجم دریایی به شرق را آغاز کرد.

...

در واقع، از دین و شعار "جھاد" علیه مسلمانان بعنوان پرچمی برای غارت گری استفاده می شد.

می خواستند اسلام را، که به حضور آن در شبه جزیره ایبری پایان داده بودند، در بقیه نقاط جھان

نیز از بین ببرند. ھنری، که به ھنری دریانورد معروف است در حالی که اصلا دریانورد نبود، پولی را

که از طریق اعضای ثروتمند فرقه بدست می آورد صرف نقشه کشی و تدارک حمله به آفریقا

می کرد و ھدفش مسیحی کردن "کفار"، یعنی مسلمانان، عنوان می شد. تمامی کشتی ھای

ھنری پرچم "صلیب سرخ" منقوش بر پارچه سفید را بر خود داشتند و این ھمان پرچم شھسواران

معبد در دوران جنگھای صلیبی است. شھسواران توتونی نیز در میان قبایل اسلاو ظاھراً به

"جھاد" مشغول بودند ولی ھدف واقعی شان غارت بود.

می دانیم که پرتغالیھا و شرکای آنھا در اوایل قرن شانزدھم اولین تھاجم به خلیج فارس را آغاز

کردند و این تھاجم مقارن با جنگ چالدران، در زمان شاه اسماعیل اوّل، منجر به تسلط آ نھا بر

منطقه ھرمز شد و بیش از یک قرن دوام آورد یعنی تا اوایل قرن ھفدھم. حوزه سلطه پرتغالی ھا

فقط جزیره ایی در نزد یکی بندرعباس کنونی نبود. جزیره ھرمز مرکز حکومت پرتغالی ھا در کل

منطقه شمال و جنوب خلیج فارس بود .در منطقه ھرمز دولت محلی وجود داشت که بر بخش

وسیعی از جنوب ایران حکومت می کرد که ملوک ھرمز نام دارد. این ھا قبل از صفویه شیعه

بودند. این ملوک ھرمز از سال 1514 دست نشانده و تابع حکومت پرتغال شدند. یعنی پرتغالی

ھا بیش از یک قرن برذمنطقه ای حکومت کردند که بخش مھمی از استان ھرمزگان فعلی و حتی

لارستان را دربرمی گرفت و به داراب و کرمان و بلوچستان محدود بود. پیش از اشغال ھرمز به

وسیله پرتغالی ھا، خراج این منطقه ضمیمه کرمان بود و سالیانه 60 ھزار دینار از منطقه ھرمز

روانه خزانه دولت مرکزی ایران می شد که بعداً به دربار پرتغال پرداخت می شد.

...

این میراث پرتغالی ھا بعداً به ھلندی ھا و انگلیسی ھا منتقل شد. در قرن ھفدھم، استعمار

ھلند تداوم مستقیم میراث استعماری پرتغال است. در این قرن مرکز تکاپوھای استعماری غرب

به ھلند منتقل می شود و ھلند در دنیای غرب ھمان جایگاھی را پیدا می کند که ایالات متحده

آمریکا در قرن بیستم دارد. بندر آمستردام در قرن ھفدھم ھمان جایگاھی را دارد که بندر نیویورک

امروز دارد. به این ترتیب، در ھلند یک مکتب بسیار جدّی اسلام شناسی و شرق شناسی شکل

گرفت که ادامه آن در قرن نوزدھم در کارھای اسنوک ... ادامه پیدا کرد. تداوم این میراث در دائرة

المعارف اسلام چاپ لندن مشاھده می شود که تاکنون دو ویرایش از آن چاپ شده و بخشی

مھمی از آن به ایران اختصاص دارد.

ھمین مو ج در قرن ھیجدھم به انگلستان انتقال پیدا می کند یعنی تحت تأثیر ھلند پروتستان،

از قرن ھیجدھم بریتانیا (انگلستان و اسکاتلند) به کانون اصلی فعالیتھای استعماری غرب تبدیل

شد. البته انگلیس از دوره الیزابت اوّل، یعنی از اواخر قرن شانزدھم، و از زمان فعالیت کمپانی

ماجراجویان تجاری در لندن در این فعالیتھا به طور جدّی شر کت داشت. ولی از قرن ھیجدھم

انگلیس به قدرت اصلی و برتر در عملیات استعماری تبدیل شد و لندن به تدریج جای آمستردام را

گرفت. این تداوم میراث خیلی بارز است .مثلاً، خانواده ھایی را میشناسیم که در قرن شانزدھم

در پرتغال و در قرن ھفدھم در ھلند ساکن بودند و در قرن ھیجدھم به انگلستان و اسکاتلند

مھاجرت کردند و در ھر کشور در فعالیت ھای استعماری نقش مھمی داشتند. بخشی از اعضای

ھمین خانواده ھا در اواخر قرن نوزدھم یا قرن بیستم به آمریکا مھاجرت کردند. بنابراین، خط

مستقیم انتقال دانش و تجربه را می توان دقیقاً شناسایی کرد.

منبع: روزنامه انتخاب/ گفتگو با با استاد عبدالله شهبازی