زن ایرانی در عصر ساسانی
آگاهیهای موجود در کتابهای دینکرد (به ویژه کتاب سوم)، ماتیگان هزار دادِستان،
اندرزهای آذرباد مهرسپندان، ارداویراف نامه، شایست نشایست، وندیداد، روایت
امید اشه و هیشتان و بسیاری منابع دیگر، وضعیت اسفبار زن ساسانی (و عموماّ مردمان
آن زمان) را به روشنی گزارش میکنند. وضعیت ناگواری که محصول حاکمیت و قدرت بلامنازع
و مهار نشده موبدان دین نوساختهٔ زرتشتی بوده است که خود را نمایندگان تامالاختیار مزدا
اهوره بر روی زمین میدانستند و با اتکای به همین مشروعیت و با نام دین و اهورامزدا و
پادشاه، پیروان تمامی ادیان و مذاهبِ غیر زرتشتی را به نام کافر و فساد کننده بر روی زمین
قتل عام و نیایشگاههای آنان را به نفع آتشکدههای درباری ویران کردند و سوزاندند (برای آگاهی
بیشتر بنگرید به کتیبه های سه گانهٔ موبد کرتیر، موبد موبدان عصر ساسانی در نقش رستم،
نقش رجب و سرمشهد. این کتیبه بارها به زبان های گوناگون و از جمله به فارسی ترجمه و
منتشر شده است. برای آگاهی از حمله به نیایشگاه آناهیتا در کنگاور و سوزاندن آن به عنوان
نمونهای از به آتش کشیدن نیایشگاه های غیر زرتشتی بنگرید به: کامبخشفرد، سیفالله، معبد
آناهیتا - کاوشها و پژوهشهای باستانشناسی، تهران، ۱۳۷۴، ص ۱۴).
به موجب متون زرتشتی ساسانی و به ویژه «ماتیگان هزار دادستان»، زنان اموال مرد
دانسته میشده و بهایی معین داشتهاند. بهایی که معمولاً برابر با قیمت یک مرد برده، یعنی
در حدود ۲۰۰۰ سکه نقره بوده است. این نکته همچنین از شواهد بردهداری در ایران عصر
ساسانی حکایت میکند (بنگرید به مدخل «برده و بردهداری» Barda Bardadariدر دانشنامه
ایرانیکا).
در کتاب پهلوی «بندهش» چنین گزارش میشود که اورمزد از یافتن موجودی دیگر برای انجام
زایمان ناتوان بود و از روی ناچاری زن را برای این کار انتخاب کرد. زنی که حتی خداوند را نیز
میرنجاند و از تبار «جِـهی» (روسپی/ دختر اهریمن) است. به این ترتیب زنان نمیتوانسته اند
همانند مردان راهی به سرای اهورامزدا داشته باشند (بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره
چگونگی زنان).