میراث استعمار در ایران شناسی3

در قرن 19 بحث جایگزینی زبان فارسی با انگلیسی در حکومت انگلیس مطرح شد و دو گرایش
در میان شرق شناسان کمپانی هندشرقی بوجود آمد .
گرایش شرق گرایی و گرایش انگلیسی گرایی
*شرق گراها می گفتند ما به فرهنگ و زبان و آداب و رسوم مردم هند کاری نداریم تنها هدف ما
حکومت بر آنها و به دست آوردن منابع غنی این سرزمین است و اگر در این زمینه ورود پیدا کنیم موجب
ایجاد تنش در بین مردم خواهد شد.(شاید بتوان گفت دلبستگی به زبان فارسی پیدا کرده بودند).
*درمقابل انگلیسی گراها که در دستگاه استعماری نقش و حضوری پر رنگ داشتند راه نفوذ
بیشتر در مردم هند را در تغییر فرهنگ و آداب و رسوم آن ها می دیدند و با این روش مردم را
مجذوب و شیفته فرهنگ انگلستان می کردند(پدیدهای که بهعنوان ”دمکراسی انگلیسی“
شهرت فراوان یافت و آن را بهعنوان الگوئی فراروی سایر ملتها ـ اعم از اروپائی و غیر اروپائی ـ
قرار میدادند.در واقع تداوم ساختار سیاسی آشنائی است که به این یا آن شکل، کم و بیش در
بسیاری از جوامع بشری حضور داشته است. ساختار و سنن اشرافیت انگلیس تا پیش از سدهٔ
17 تفاوت محسوسی با سایر کشورها نداشت.این ساختاری است مبتنی بر حکومت
خاندانهائی که به تدریج در کوران تحولات سیاسی، به هر دلیل برکشیده میشدند، به ثروت
اقتدار میرسیدند و در یک فرایند تدریجی سلسله مراتب سنن اشرافی خاص خود پدید می
ساختند.)این گروه دراین کشمکش پیروز شدند و از جمله این افراد توماس ماکائولی بود.او مدتی
حاکم مدرس بود و نقش بسیار مهمی در موج تغییر فرهنگ هند و مبارزه با زبان و فرهنگ فارسی
داشت.می گفت:فرهنگ فارسی هیچ چیز مفیدی برای ما ندارد. اولین نهاد های که براین پایه
استوار گشت ایجاد کالج های در راستای پرورش نخبگانی در سطح جامعه که با فرهنگ و
انگلستان رشد کرده باشند.البته این برنامه تاثیر خود را گذاشت و باعث به وجود آمدن یک طبقه
از نخبگان انگلیسی گرا(الیت)در میان مردم هند شد.
در این سال ها دیزرائیلی (نظریه پرداز امپراتوری جهانی بریتانیا) این نظریه اجرای کرد که بر
مستعمرات وسیع بریتانیا در هند شرقی به زور اسلحه نمی توان حکومت کرد و باید از طریق
جعل ایدوئولوژی در بین آنان تفرقه ایجاد کرد سپس خود را خیر خواه مردم نشان دهیم.
ایدئولوژی آریایی(بخوانیدایرانی) ایدئولوژی تورانی (بخوانید ترکی) و ایدئولوژی عربی
ایدئولوژی آریایی توسط فریدریش ماکس مولر تدوین شد.مولر آلماني است ولي از سال 1849
بهمدت25 سال استاد زبانشناسي تطبيقي در دانشگاه آکسفورد بود و بعد مشاور دانشگاه
فوق در زمينه هندشناسي. او سرانجام در همان شهر آکسفورد فوت کرد. و نيز توجه کنيم که
ماکس مولر در سال 1846 از طرف هيئت مديره کمپاني هند شرقي انگليس مأمور انتشار متون
سانسکريت شد و بعدها به عضويت شوراي مشاورين ملکه ويکتوريا درآمد که مقام سياسي
بسيار بزرگي است. ماکس مولر يکي از بنيانگذاران و گردانندگان کنگرههاي شرقشناسي بود
و در سال 1892رياست کنگره بينالمللي شرقشناسي را به دست داشت.
البته توجه داشت که بین مباحث علمی و برداشت های سیاسی باید تفاوت قائل شد چه بسا
مباحث اینان حاوی مطالب تحقیقی و علمی است و نباید با رویکرد سیاسی ایشان تداخل پیدا
کند و یکی دانسته شود.زیرا در کنار روش های سیاسی این دست از افراد یک رشته تحقیقات
علمی در این زمینه پرداخته اند که دراین زمینه فقط و فقط مباحث علمی مهم بوده و در آن ها
هیچ گونه مجال سیاسی و یا اقتصادی نمی بینیم پس نمی توان از این موارد با انگ سیاسی
به سادگی گذشت.
برداشتی از کلام استادعبدالله شهبازی
ادامه دارد...