توپِ ساسانیان و دروازه اعراب!!!

این قضیه تبدیل به پیراهن عثمان شده است گروهی آن را مستمسک برای حمله
اسلام قرار داده اند و به اسم اعراب به اسلام می تازند و در لوای این تازش و درگیری
چه چیزی را پنهان می کنند؟! این هیاهو و لاپوشانی برای پنهان ساختن
کدام نقطه ضعف است !؟
یکی بزرگترین عیب های که از زمان های دور در این سرزمین رواج داشته و ریشه ای بسیار
کهن دارد و اکثر ایرانی ها به آن گرفتاریم نپذیرفتن نقاط ضعف و اشتباهات خودمان است و برای شانه
خالی کردن از زیر بار مسوولیتِ مشکلی که خود باعث و بانی آن هستیم و با هزران توجیه و دلیل باربط
و بی ربط بر گردن دیگران انداخته و خود را پاکِ پاک و مظلوم معرفی می کنیم و زمین و زمان را به ظلم
متهم می کنیم.گروهی وقاحت را تا به آنجا می رسانند که کم کم خود را طلب کار می دانند و هر کسی
را که نازک تر از گل به آن ها بگوید را متهم می کننند و هر چه از دهانشان بیرون بیاید نثار طرف مقابل
می کنند و با کمال بی شرمی خود نماد راستی و مجسمه آزادی می نامند!!!
و برای به کرسی نشاندن خود و مظلوم نمایی دست به هر کاری می زنند و به هر حقه ی کثیفی
متوسل شده و با هر نامردی و دشمنی دست دوستی و پیمان می دهند تا حرف خود را بر کسی
بنشانند و از هیچ دسیسه ابای ندارند تا به آنجا که آنچه را برای آن ایستادگی می کردند یا به
مدعی فداکاری برای آن بودند در راه خود قربانی می کنند.در این مسیر خود آن ها مهم هستند اگر
بر موج یابر فراز قدرت باشند پس همه چیز درست و امن و امان است و اگر دستی نداشته باشند همه
محکوم به مرگ و نیستی می شوند جامعه بر مرادآنان برگرددو اگر زورشان نرسد (مانند گربه دستش به
گوشت نمی رسید گوید بوی بد می دهد) بقیه را به نفهمی، نادانی، کودنی، املی، بی منطقی و عدم
درک واقعیت متهم می کنند .
آیا حقیقت غیر از این است؟ با بررسی در سطوح مختلف جامعه ما به این حقیقت تلخ دست
خواهیم یافت. هرچند این موضوع سابقه ای به قدمت تاریخ این سرزمین دارد و با مراجعه به
نامه های تونسر به آذرگشنسب کمی زوایای آن روشن می گردد.
یکی از این مباحثی که بعضی آن را در زمین حریف انداخته و مصداق این نوشته است و بسیاری
در این راستا چشمان خود را بسته و دهان باز کرده اند، مسئله حمله اعراب و فتح ایران است.
این قضیه تبدیل به پیراهن عثمان شده است. گروهی آن را مستمسک برای حمله اسلام قرار
داده اند و به اسم اعراب به اسلام می تازند و در لوای این تازش و درگیری چه چیزی را پنهان
می کنند؟! این لاپوشانی برای پنهان ساختن کدام نقطه ضعف است!؟
با این حال برای فهم و روشن شدن موضوع چندین سوال راباید پاسخ گقت تا کمی مسئله روش
گردد؟
1- چرا دولتی به عظمت ساسانی که نصف دنیای آن روز را در تصرف خود داشت در برابر سپاهیان
اندک اعراب شکست را پذیرا شدند؟!
2- تعداد و قدرت اعراب مسلمان چه اندازه ای بود که در برابر لشگر تا به دندان مسلح ساسانی
توانستند به پیروزی دست یابند!؟
3- چرا مردم به کمک سپاه ساسانی نیامدند همان گونه که در محاصره تیسفون به دست رومیها
شجاعانه به دفاع پرداخته و رومیان را اخراج کردند؟
4- نقش آیین مغان و سختگیری های آنان تا چه مقدار تاثیر گذار بود ؟
5- نظام کاستی چیست و این تعدد طبقات چه تاثیری در زندگی مردم آن زمان داشت ؟
6- چرا دانش را به صورت انحصاری در آورده بودند؟؟
7- چرا دانش باید در دست رو حانیان زرتشتی باشد و دیگران حق ورود در آن را نداشتند ؟
8- ..و وووو