بادکنک خوشگل ملی گرایی

در تعریف ملی گرای هیچ گونه وحدت نظری (تعریف) وجود ندارد، تا آن جا که گروهی عقاید گروه
دیگر را به کلی بی اساس اعلام می کنند. تأمل در طریق عملی آن ها(ملی گرا ها) در طول تاریخ
و وضعیت کنونی جهان، به سهولت بی پایگی مبانی آنان به عنوان عوامل حقیقی وحدت بخش
انسان ها را می توان دریافت. همه این عوامل، عناصر و نشانه های نخستین، برای تعریف ملت
های موجود و تمایز آن ها از یکدیگر است و حداکثر در پاره ای از مبارزات رهایی بخش و استقلال
طلبانه می توانند نقش مثبت داشته باشند. اما از آنجایی که این عوامل جنبه صوری و ظاهری
داشته و از جهات انسانی و معنوی فاقد ارزش هستند، هرگز نمی توانند موجد روح ملیت و شعور
جمعی باشند، به طوری که منتهی به پیدایش وحدتی فراگیر در بین آحاد جامعه انسانی شوند.
به هر حال، ملی گرایی به مفهوم رایج امروزی آن، زمینه های وحدت امت بشری را از بین برده و
مانع اتحاد ملت ها براساس پیوندهای اصیل انسانی شده است. نقش این جداسازی و بیگانگی
ملی گرایی در بین ملت ها تا آن جاست که حتی در مواردی افراد یک ملت را چنان متوجه
احساسات و منافع و مصالح ملی و میهنی می کند که حقوق افراد و ملل دیگر کاملاً بی ارزش
انگاشته می شود.
گروهی فکر می کردند بر اکسیر حیات دست یافته اند, این تصور زمانی بود که جمعیت ها به
سوی ملیت شتافته و در عرصه های ملی گرایی به رقابت پرداختند. هر جمعی, حتی به بهای
نادیده گرفتن امت های دیگر و بزرگی و عظمت آنان در تاریخ ، فرهنگ و علوم, فقط در پی نشان
دادن شکوه و مجدِ ملیتِ خویش بودند. به تدریج جهان به سوی کشمکش و تعارض میان ملت ها
پیش رفت, و جنگ جهانی اول و در پی آن, جنگ جهانی دوم, که در تاریخ بشر بی نظیر بود, واقع
شد. بی دلیل نیست که در عصرِ ملی گرایی بمب های هسته ای و هیدروژنی اختراع می شوند
که کره خاکی را به فروپاشی و نابودی تهدید می کنند, این ریشه در همان ملی گرایی دارد که
بشریت را در دو دوره پی در پی به فروپاشی و تجزیه کشانده و این خود به جنگ های خونین منجر
شد.این جنگ ها قدرت را به تولید تسلیحات مخرب کشاند.و امروز هم آثار آنها برای همگان واضح
و روشن است, ملی گرایی به فروپاشی جامعه بشری می انجامد همان گونه که بمب ها مردم را
می کشند .